یک نفر در من است بغضآلود
از شرایط، عمیق ناخشنود
یک نفر در من است چون فریاد
نوجوانی که میشود مفقود
یک نفر تیر خورده میافتد
از درون با خیانتی مشهود
یک نفر را به زور میبردند
بیشرفهای هار زهرآلود
یک نفر دیگر از من آب شده
پشت یک سدّ نابجا بر رود
یک نفر خواب، یک نفر مرده
یک نفر از دیار خود مطرود
یک نفر توی بند زندان است
یک نفر پشت میز خود مسدود
یک نفرهای در مرا بردند
تارهایی گسستهایم از پود
من کجا ماندهام که دیگر نیست
سرزمینی که در وجودم بود
مانده بر جای جای احساسم
نقشهای پاره پاره خونآلود
میدَود تکه تکهاش در باد
میتپد شعله شعلهاش در دود
برچسب:
نویسنده: مهتاب صالحپور
تاريخ: يکشنبه
1 بهمن
1396 ساعت: 16:09